تبلیغات
دنبال کننده خبرها - کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم
دنبال کننده خبرها
دوشنبه 29 اسفند 1390

کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم

دوشنبه 29 اسفند 1390

نوع مطلب :
نویسنده :مینا ب

یادداشت
کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم

خبرگزاری فارس: شلمچه! ای سرزمین خون‌های پاک! هر آنچه به پایان این سال نزدیک می‌شوم، طعم بهار را در شن و ماسه‌های داغ تو بیشتر حس می‌کنم. کاش بار دیگر میهمانی لاله‌ها دعوتم کنی و از بهارم، ترنمی تازه بسازی.

خبرگزاری فارس: کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم

به گزارش خبرگزاری فارس از قم لحظه لحظه که می‌گذرد به پایان سال نزدیک می‌شویم و صدای بهار را از لابه‌لای پنجره نیمه‌باز خانه‌هایمان بهتر می‌شنویم.

بهار در راه است و نسیمش چند روزی است که تن درختان را نوازش می‌دهد. بهار در راه است و گنجشکان شادی‌های صبحگاهشان را دوباره از سر گرفته‌اند. 

بهار در راه است و چشم‌های باز به تماشای اسرار خلقت مشغول می‌شوند. چه زیبا است زایش دانه کوچک در دل سنگ سخت و چه دلنشین است ترانه جویبار هنگامی که به آسمان می‌رسد و خدا را سپاس می‌گوید.

بهار در راه است و «یسبح لله ما فی السموات و الارض...» را می‌توان در تمام این لحظه‌ها، در تن درختان، جنبش پرندگان، آبی آسمان و نیلی دریا دید.

ثانیه‌ها چون سایه ناپدید می‌شوند و هر لحظه زمستان مانند دانه برفی بر تن گرم بهار آب می‌شود. قطار عمر چونان آبی روان می‌گذرد و روزگار گذشته را با تمام شیرینی‌ها و تلخ‌کامی‌ها به فراموشی می‌سپارد.

آری همه چیز فراموش می‌شود مگر گوهری که صدف انسانیت آن را در خود پرورده باشد و وجودی که خودش را در نیستی‌اش یافته است.

همه چیز فراموش می‌شود مگر آن قطره خونی که از گلوی بی‌تابی می‌چکد و زمان را در ثانیه‌های آخرین خود به بازی می‌گیرد.

آنان‌ که با ذلت زنده‌اند، آهسته آهسته می‌میرند ولی آنکه با عزت می‌میرد، هر لحظه زنده‌تر می‌شود و هر بهار جوان‌تر.

آن نسیمی که این روزها از دل گرم خاک‌های شلمچه بلند می‌شود، ما را در آستانه تحویل سال و تغییر فصل با معنای تازه‌ای از بهاری بودن و بهاری شدن آشنا می‌کند.

اگر نوروز نخستین روز آفرینش باشد، بی‌شک شلمچه نیز نخستین مکان آفرینش جرقه‌هایی از انسانیت است که سال‌ها پس از غروبشان سبب طلوع شعله‌هایی نو شده‌اند.

غروب دلگیر شلمچه اگر نبود صبح زیبای بهاری ما معنایی نداشت و اگر نبودند شهدایی که با خونشان سیاهی‌ها را از ما دور کردند حتی تحویل سال نو نمی‌توانست تازگی را در عمر ما هر سال زیباتر جلوه دهد.

شلمچه، ای سرزمین خون‌های پاک! هر آنچه به پایان این سال نزدیک می‌شوم، طعم بهار را در شن و ماسه‌های داغ تو بیشتر حس می‌کنم. کاش بار دیگر میهمانی لاله‌ها دعوتم کنی و از بهارم، ترنمی تازه بسازی.

ز آه سینه‌سوزان ترانه می‌سازم

چو نی زمایه جان این فسانه می‌سازم

به غمگساری یاران چو شمع می‌سوزم

برای اشک دمادم بهانه می‌سازم

پر نسیم به خوناب اشک می‌شویم

پیامی از دل خونین روانه می‌سازم

نمی‌کنم دل از این عرصه شقایق فام

کنار لاله رخان آشیانه می‌سازم

در آستان به‌خون خفتگان وادی عشق

برون ز عالم اسباب خانه می‌سازم

چو شمع بر سر هر کشته می‌گذارم جان

ز یک شراره هزاران زبانه می‌سازم

ز پاره‌های دل من شلمچه رنگین است

سخن چو بلبل از آن عاشقانه می‌سازم

سر و تن و دل و جان را به خاک می‌فکنم

برای قبر تو چندین نشانه می‌سازم

کشم به لحظه شوریدگی بساط امین

کنون که رفت سفر چون کرانه می‌سازم

=============  

یادداشت از: زینب آخوندی

=============   

انتهای پیام/غ10/د1000